تبلیغات
آنتــــــــــی 2ختر - خاطرات یک دختر غمگین
 
آنتــــــــــی 2ختر
زنان را نباشد به جز یک هنر نشینند و زایند شیران نر
سه شنبه 24 فروردین 1389 :: نویسنده : Fire boy        

از وقتی 20 ساله شده‌بودم، نگران این بودم كه نكنه خواستگار نداشته‌باشم. از همون روز تصمیم گرفتم یه فكری بكنم. با خودم گفتم شاید اگه مانتوی كوتاهتری بپوشم، یا یخورده، آرایشم رو غلیظ‌تر كنم، یا  یخورده موهامو بیشتر بیرون بذارم، یه نفر پیدا بشه و جذب زیباییم بشه!

اتفاقا فكرم درست از آب در اومد. اونم نه یه نفر، چندین نفر مجذوب زیباییم شده بودن و دائم دور و برم می‌پلكیدن. یكی كرایه ماشینم رو حساب می‌كرد و یكی برام خوراكی می‌گرفت. یكی شده بود راننده‌ی شخصی و یكی شاعر مدیحه‌سرای من....

ولی نمی‌دونم كجای كارم اشكال داشت كه تا حالا كه سی و پنج سالمه، هیچكدومشون ازم خواستگاری نكرده!





نوع مطلب :
برچسب ها :


 
درباره وبلاگ





مدیر وبلاگ : Fire boy
نویسندگان
نظرسنجی
گل پســری یـــا دوخــــر؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست

< قالب و كدهای جاوا >

*
*
*
*
*
*
*

ابـــابیل
همه چی